حقوق زنان

۱۳۸۷ مرداد ۳۱, پنجشنبه

childeren of cyrus


ما فرزندان کوروشیم پیام آور حقوق بشریم

iranian woman



وضعیت زن ایرانی در داخل و خارج از کشور

۱۳۸۷ مرداد ۲۷, یکشنبه

حجاب زورکی


آخه مردم دوست ندارن برن بهشت باید دم کیو ببینن

حجاب




فساد اخلاقی پلیس ایران


برخورد وحشیانه پلیس با یک زن

آغاز عصر جاهلیت در جمهوری اسلامی


سنگسار زنان در ایران

آخرین گزارش از وضعیت اسفناک بازداشت شدگان تجمع میدان هفت تیر

براساس آخرین گزارشات دریافتی۳۵ نفر از کسانی که در تجمع میدان هفت تیر بازداشت شدند در بازداشتگاه پلیس امنیت عشرت آباد نگهداری میشوند . از این تعداد 31 نفر مرد و 4 زن میباشند که همگی به همراهی تعدادی از مجرمین و معتادین در یک اتاق در شرایط بسیار بد محیطی و بهداشتی نگهداری میشوند .طبق اخبار دریافتی تا این لحظه ضرب و شتم دستگیر شدگان همچنان ادامه دارد و دستگیر شدگان آماج تحقیر و توهینهای نیروهای سرکوبگرمیباشند بطوریکه در چندین مورد برای تحقیر فرد سر وی را درون کیسه ای قرار داده و وی را تحقیر و مورد ضرب و شتم قرار میدهند .
فعالان حقوق بشر در ایران این حرکت را محکوم کرده و اعلام داشته اند که در صورت ادامه این روند با نهادهای حقوق بشری تماس برقرار خواهند نمود.

اسامی آزاد شدگان و بازداشتی های تجمع 22 خرداد

عاطفه یوسفی( دبیر انجمن اسلامی دانشگاه شریف)،فرشته حبیب اللهی(دانشجوی دانشگاه شریف)، فرناز معیریان(دانشجوی دانشگاه علامه)، پریسا آقا کثیری، ترانه بنی یعقوب (روزنامه نگارو وبلاگ نویس)،دلارام علی ( فعال دانشجویی دانشگاه تهران) از افراد بازداشت شده در جریان تجمع زنان در میدان هفت تیر ساعت 12 ظهر امروز از زندان آزاد شدند.
به گفته ی این افراد طی دیروز و امروز تعداد زیادی از بازداشت شدگان از زندان آزاد شده اند و به نظر میرسد تا ساعات پایانی امروز اکثریت افراد دستگیر شده از زندان آزاد شوند.
در همین حال گفته میشود تعدادی از بازداشت شدگان نیزبه بندهای عمومی زندان اوین انتقال یافته اند که از اسامی آنان اطلاعی در دست نیست.
یکی از افراد آزاد شده اعلام کرد در حال حاضر تنها مهندس موسوس خوئینی ( دبیر کل سازمان دانش آموختگان ایران) در سلول انفرادی بند 209 نگهداری میشود و سایرین به علت کمبود مکان به صورت 7-8 نفره در سلولهای انفرادی نگهداری میشدند.

شهلا انتصاری فعال زنان و سميرا صدري ( عضو شوراي سياستگذاري سازمان ادوار تحکیم وحدت ) ساعتی پیش از زندان آزاد شدند.
به گفته ی یکی از دستگیرشدگان درجریان تجمع دیروز که دقایقی پیش از زندان آزاد شد، کلیه بازداشت شدگان شب گذشته به بند 209 زندان اوین منتقل شده و تحت بازجویی قرار گرفتند.
به دلیل تعداد زیاد بازداشت شدگان در هر سلول 3-4 نفر نگهداری میشدند.
همچنین گفته میشود مهندس موسوی خوئینی پس از اینکه از زدن چشم بند و پوشیدن پیراهن زندان خودداری کرده بود توسط مامورین مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفت و به سلول انفرادی منتقل شد.
تاکنون حدود 20 نفر از بازداشت شدگان از زندان آزاد شده اند با این حال از وضعیت سایر بازداشت شدگان اطلاعی در دست نیست.
گفتنی است تعدادی از آنان صبح امروز در تماسهایی جداگانه با منازل خود خبر از نگهداریشان در زندان اوین داده بودند.اتهام تمامی بازداشت شدگان در تجمع دیروز اقدام علیه امنیت از طریق شرکت در تجمع غیر قانونی عنوان شده است.
طبق خبرهای دریافتی لحظاتی پیش علی روزبهانی و وحید میرجلیلی دانشجویان دانشگاه شریف و امین قلعه‌ای دانشجوی دانشگاه صنعتی اصفهان که در جریان تجمع دیروز در میدان هفت تیر بازداشت شده بودند از زندان آزاد گشتند. همچنین عده دیگری نیز در طی دقایق گذشته از زندان اوین آزاد شده‌اند که از اسامی آنان اطلاعی در دست نیست.
هم اکنون خانواده های بازداشت‌شدگان در مقابل درب زندان اوین حضور دارند و و خواهان آزادی فرزندان خود می‌باشند.
تاکنون حدود 10 نفر از بازداشت‌شدگان آزاد شده اند وگفته می‌شود تا ساعات پایانی شب تعداد زیادی از افراد دستگیر شده آزاد خواهند شد. به گفته‌ی یکی از افراد آزاد شده مامورین اطلاعات با مهندس موسوی خوئینی رفتار بسیار نامناسبی داشته و وی را به سلول انفرادی بند 209 منتقل کرده‌اند.

اسامی سایر آزاد شدگان متعاقبا اعلام خواهد شد.
گزارشهای رسیده از زندان اوین حاکی است کلیه بازداشت شدگان تجمع دیروز در میدان هفت تیر شب گذشته به این زندان منتقل شده اند. بر اساس این خبر،بازداشت شدگان توسط مینی بوس و اتوبوسهای نیروی انتظامی در ساعات پایانی شب گذشته به زندان اوین منتقل شده و هم اکنون کلیه بندهای اطلاعات در این زندان مملو از افراد بازداشت شده در جریان تجمع دیروز میباشد. در حال حاضر تمامی بازداشت شدگان در بند 209 و 240 زندان اوین به سر میبرند.
به گفته ی خانواده ی یکی از افراد دستگیرشده که شب گذشته برای پیگیری وضعیت فرزندش به بازداشتگاه اطلاعات واقع در میدان سپاه مراجعه کرده بود، لیست اسامی بازداشت شدگان بیش از 200 نفر بوده است.
این درحالی است که تاکنون هیچ یک از افرادبازداشت شده آزاد نشده اند و از سرنوشت آنان اطلاعی در دست نیست.
همچنین زندانیان سیاسی در زندان رجایی شهر با انتشار بیانیه ای ضمن ابراز انزجارخود از برخوردهای صورت گرفته توسط نیروهای انتظامی با تجمع مسالمت آمیز زنان در میدان هفت تیر،اعلام کردند به نشان همبستگی با خواسته های زنان و محکوم نمودن عملکرد نیروهای امنیتی در مواجه با مطالبات بر حق آنان به مدت 3 روز دست به اعتصاب غذا خواهند زد.


در پی تجمع در میدان هفت تیر بیش از صد و سی نفر بازداشت و به نقطعه نامعلومی منتقل گردیدند
آخرین اسامی بازداشت شدگان :
4- مهندس موسوي خوئيني ،5- سميرا صدري ، 6- بهاره هدايت ، 7- عاطفه يوسفي ، 8- معصومه لقماني ، 9- دلارام آرام فر ، 10- دلارام علي ، 11- نوشين احمدي خراساني ، 12- كاوه مظفري ، 13- فواد شمس ، 14- ژیلا بنی یعقوب روزنامه نگار، 15- ترانه بنی یعقوب ، 16- لیلا محسنی نژاد ، 17- مریم خراسانی ، 18- عاطفه یوسفی ، 20- شهره کشاور، 21- اعظم الهامی ، 22- مصطفی بیات ،23- مهدی سیامی ، 24- رضا محسنی نسب ،25 - بهمن احمدي امويي ، 26- علي روزبهاني ،27- سيامك طاهري ، 28- وحيد مير جليلي ،29- امين قلعه‌اي ، 30- ليلي فرهادپور ، 31- زهرا حيات غيبي ، 32- محمد موسوی ،33- مجتبی نادرمنش ،34 - فریده برهانی از جمله بازداشت شده گان میباشند.
خانم نوشین احمدی خراسانی که در خبرها از وی به عنوان یکی از بازداشت شدگان نام برده شده است نیز خبر بازداشت خود را تکذیب کرده است.
گزارشهای رسیده از زندان اوین حاکی است کلیه بازداشت شدگان تجمع دیروز در میدان هفت تیر شب گذشته به این زندان منتقل شده اند. بر اساس این خبر،بازداشت شدگان توسط مینی بوس و اتوبوسهای نیروی انتظامی در ساعات پایانی شب گذشته به زندان اوین منتقل شده و هم اکنون کلیه بندهای اطلاعات در این زندان مملو از افراد بازداشت شده در جریان تجمع دیروز میباشد. در حال حاضر تمامی بازداشت شدگان در بند 209 و 240 زندان اوین به سر میبرند.
به گفته ی خانواده ی یکی از افراد دستگیرشده که شب گذشته برای پیگیری وضعیت فرزندش به بازداشتگاه اطلاعات واقع در میدان سپاه مراجعه کرده بود، لیست اسامی بازداشت شدگان بیش از 200 نفر بوده است.
این درحالی است که تاکنون هیچ یک از افرادبازداشت شده آزاد نشده اند و از سرنوشت آنان اطلاعی در دست نیست.
همچنین زندانیان سیاسی در زندان رجایی شهر با انتشار بیانیه ای ضمن ابراز انزجارخود از برخوردهای صورت گرفته توسط نیروهای انتظامی با تجمع مسالمت آمیز زنان در میدان هفت تیر،اعلام کردند به نشان همبستگی با خواسته های زنان و محکوم نمودن عملکرد نیروهای امنیتی در مواجه با مطالبات بر حق آنان به مدت 3 روز دست به اعتصاب غذا خواهند زد.

تجمع زنان آزادی خواه

درست هفتاد سال پيش از شكل گيري جمهوري اسلامي يعني از 1285زمان تدوين قوانين در انقلاب مشروطيت، زنان عدالت‎جوي ايراني، براي كسب حقوق برابر، تلاش رنج‎خيز و مسالمت‎جويانه خود را آغاز كرده‎اند. مادربزرگ‎هاي ما در آن هنگام شايد تصور نمي‎كردند كه با كوشش حق‎طلبانه خود بذر تلاشي را در خاك ايران مي‎نشانند كه صد سال بعد نيز هم‎چنان بارور خواهد ماند. كوشندگان پيشكسوت جنبش زنان اما به يقين نمي‎توانستند حتا تصور بكنند كه يك قرن بعد حكومتي در ايران بر سركار بيايد كه با تلاش‎هاي مسالمت‎جويانه‎ فرزندان‎شان اين‎گونه خشن برخورد كند. لابد آنان اگر امروز مي‎بودند از اين همه بي‎تدبيري و عدم مديريت كساني كه قرار است حافظ نظم شهر باشند، متعجب مي‎شدند و همراه با ما تاسف مي‎خوردند از اين همه ناكارآمدي در برخورد به تجمعي مسالمت‎آميز كه فقط براي طرح خواسته‎هايي كاملا ابتدايي و كوچك‎ برگزار شد. متعجب از اين همه خشونت فجيعي كه به دختران جوان اين مرز و بوم كه در قرن بيست و يكم خواستار حق برابر طلاق، لغو تعدد زوجات، ارتقاء سن كيفري دختران و اين قبيل درخواست‎هاي اوليه هستند.متعجب‎ام كه چرا برخي از افسران نيروي انتظامي، ما را كه در پارك نشسته بوديم و فقط سرود مي‎خوانديم با كتك به ”وسط ميدان“ كشاندند، به‎راستي چرا، مگر مي‎خواستند نظم شهر را به‎هم بريزند؟ ما زنان كه در بيانيه‎هاي‎مان بارها اعلام كرديم كه نمي‎خواهيم نظم ترافيك ميدان هفت تير مختل شود، اما گويا مخالفان جنبش زنان مصمم بودند ترافيك ايجاد كنند و نظم شهر را به‎هم بريزند، عجبا از اين همه تدبير و عقلانيت! اما نكته اميدبخش در اين ميان، وجود اين همه ظرفيت، مدنيت، صبوري و متانت در جنبش زنان است كه به رغم برخوردهايي چنين قهرآميز و بي‎سابقه، در ميدان هفت تير حتا يك شيشه هم نشكست، سنگي پرتاب نشد. اتومبيلي واژگون نشد. آري اين تحمل بالاي زنان و دختران جوان اين مرز وبوم نشان از ايمان به حقانيت را‎ه‎‎مان است.ما زنان خواسته‎هايي كه داريم بر حق است و قلب‎‎مان گواهي مي‎دهد كه دير يا زود به حق‎مان مي‎رسيم. سردي دستبند‎هايي كه به دستان پاك و زحتمكش”ژيلا بني‎يعقوب“ زده شد، كشيده شدن دلخراش ”دلارام علي“ روي آسفالت خيابان، بازداشت غيرقانوني علي‎اكبر موسوي خوئيني‎ها، بهاره هدايت، عاطفه يوسفي، اعظم الهامي، بهمن احمدي امويي و ده‎ها نفر ديگر و خشونت‎هايي كه همگان شاهد بودند درحالي صورت گرفت كه زنان با تجمع خود بذر صلح و نفي خشونت بر فضاي شهر مي‎فشاندند. اما بدانيد كه اين رسم زندگي منصفانه و صلح‎آميز در يك جامعه انساني نيست. ما مي‎خواهيم بدانيم با چه توجيهي و به چه دليل با چنين تجمع آرامي، اين‎گونه فجيع و ناعادلانه برخورد شده است؟ واقعا چرا؟ چه بكنيم تا مورد ضرب و شتم قرار نگيريم؟مي‎پرسم كه اي دولت ـ مردان، ما چه بكنيم كه براي بيان مشكلات و دردهاي‎مان، اين‎گونه مورد ضرب و شتم قرار نگيريم؟ ميگوييد چون تجمع در پارك ميدان هفت تير مجوز نداشته پس ما را كتك ميزنيد وبازداشت مي‎كنيد! عجبا مگر ما وقتي روز 8 مارس (روز جهاني زن) سال 82 با مجوز وزارت كشور مي‎خواستيم در ”پارك لاله“ تجمعي آرام برگزار كنيم، گذاشتيد؟ نگذاشتيد و مجوز وزارت كشور را در آخرين لحظه لغو كرديد و سرآخر هم برخي از شركت‎كنندگان (كه فكر مي‎كردند به يك تجمع قانوني آمده‎اند) كتك زديد و تعدادي را هم دستگير كرديد.اگر مي‎گوييد چون ايرانيان خارج از كشور از اين تجمع حمايت كرده‎اند و تجمع صلح‎آميزمان اين‎طور مورد حمايت وسيع قرار گرفته، پس ضرب و شتم و بازداشت ياران جنبش زنان را توجيه مي‎كند، مي‎پرسم تجمع مسالمت‎آميز روز جهاني زن (17 اسفند سال 84 در پارك دانشجو) كه اين‎طور گسترده اعلام نشده بود و سازمان‎هاي حقوق بشر و نهاد‎هاي مختلف زنان هم حمايت نكرده بودند، با اين حال مگر باز هم به تجمع صلح‎آميز ما (كه فقط روي زمين نشسته بوديم و سرود مي‎خوانديم) حمله‎ نشد و به‎طرز حيرت‎آوري مورد ضرب و شتم قرار نگرفتيم؟ به‎طوري كه تقريبا همگي‎مان با بدن‎هاي كبود شده به خانه‎هاي‎مان بازگشتيم، حتا بانوي شعر و غزل ايران نيز از اين كتك‎ها بي‎نصيب نماند. بعد هم كه از اين ظلم و ناروايي به دادگاه شكايت برديم آيا به جايي رسيد؟براي تجمع‎هاي مسالمت‎آميزمان اگر مجوز داشته باشيم كتك مي‎خوريم، اگر مجوز نداشته باشيم كتك مي‎خوريم، اگر خبر تجمع را در سايت‎ها و روزنامه‎ها اعلام كنيم كتك مي‎خوريم، اگر اعلام نكنيم كتك مي‎خوريم، اگر شعارهايي صنفي و حقوقي بدهيم كتك مي‎خوريم اگر شعار ندهيم و فقط سرود جنبش زنان را بخوانيم باز هم كتك مي‎خوريم، شما را به خدا به ما بگوييد چه بكنيم تا كتك نخوريم و بازداشت نشويم؟ چگونه رفتار كنيم كه دختران جوان‎مان روي آسفالت كشيده نشوند و با كمر زخم شده به زندان نروند؟ چكار كنيم كه روزنامه‎نگاران‎مان را همراه شوهران‎شان دستبند نزنيد و بازداشت نشوند، چكار بكنيم كه دوستان عدالت‎جوي ما در دفتر تحكيم و ادوار تحكيم (كه فقط فراخوان فعالان جنبش زنان را لبيك گفته بودند) به زندان نيفتند؟ به‎هرحال ما فكر مي‎كنيم جمع شدن آرام و مسالمت‎آميز (بدون اسلحه) طبق قانون اساسي فعلي، عملي كاملا قانوني و حق ماست. ما هم كه قرار بود فقط سرود بخوانيم و حتا از دادن شعارهاي حقوقي هم پرهيز كنيم و اين‎كار را هم كرديم. قرار بود آرام در پارك ميدان هفت تير حاضر شويم با پلاكاردهايي كه رويش خواسته‎هاي‎مان را نوشته بوديم، اين‎كار را هم كرديم، اما چه كنيم كه شما هر دفعه بهانه‎اي‎ مي‎گيريد. تجمع زنان و نيروهاي بيگانهاين‎كه روشنفكران مرد و زن از سراسر جهان از اين تجمع حمايت كرده‎اند، خيلي طبيعي است چون هر انسان عدالت‎طلبي كه بشنود گروهي از زنان در يك نقطه دنيا مي‎خواهند حق برابر طلاق داشته باشند و چند همسري لغو شود و اين قبيل خواسته‎هايي كه هر بني‎بشري (اگر منافع خاصي نداشته باشد) با آن موافق است مسلما حمايت مي‎كند. بنابراين قضيه را پيچيده نكنيد، اين خواسته‎هايي است كه صد سال است ما و مادران مان داريم برايش تلاش مي‎كنيم، چه دلارهاي آمريكايي و دولت آقاي بوش سركار باشد و چه نباشد. چه دولت جمهوري اسلامي بر سر كار باشد و چه نباشد ما زنان هم‎چنان به دنبال حقوق حقه خود خواهيم بود.به دنبال كشف ”شبكه‎هاي“ عجيب و غريب هم نباشيد، اين شبكه‎ي ”مخفي“ و عجيب و غريبي كه دنبال‎اش هستيد خيلي ساده همين شبكه‎ي اينترنتي است كه خود شما هم براي كارهاي‎تان از آن سود مي‎بريد. البته شما از اينترنت كمتر استفاده مي‎كنيد و ما بيشتر، چون شما صدا و سيما و صدها روزنامه و بلندگو داريد ولي ما زنان نداريم. به‎هرحال اين اتهام كه تجمع اعتراضي زنان به بيگانگان وصل است كذب محض و شرم‎آور است يعني توهين به جنبشي اصيل، بومي و صدساله است. يعني حقير و بي‎مقدار نشان دادن جنبش خودجوش و ريشه دار اين مملكت است كه استقلال اش را به دفعات ثابت كرده است حداقل در همين بيست سال اخير، جنبش زنان فارغ از جريانات سياسي روي پاي خودش ايستاده و به دنبال حقوق اوليه و انساني زنان است، چرا نمي‎خواهيم اين حقيقت را بپذيريم؟ براي همين هم مي‎خواهم آقايان مسئولان مملكتي را مورد خطاب قرار دهم و بگويم، شما كه در آينده‎اي نه چندان دور مجبور خواهيد بود اين قوانين را تغيير دهيد (چون راه ديگري وجود ندارد) پس چرا با اين همه درد و تلخي و خشونت مي‎خواهيد اين كار صورت بگيرد. خودتان بهتر از همه مي‎دانيد كه خواسته‎هاي زنان بر حق است.خودتان خوب ميدانيد كه در جامعه‎ي پيشرفته امروز قوانين موجود نه تنها ديگر كاركردي ندارد، بلكه مثل يك ديوار زمخت و عبوس مانع پيشرفت جامعه ي ماست.فقط با اين برخوردها، مسئله راپيچيده‎تر مي‎كنيد و بذر كينه‎ را پخش مي‎كنيد، كينه‎اي كه هم به ضرر خودتان (دولت) و هم به ضرر جامعه‎ي مدني تمام خواهد شد. به جاي آن‎كه دختران‎مان روي زمين كشيده شوند و صورت‎مان با اسپري گازهاي سوزناك پر شود و ده‎ها نفر از جمله دانشجوياني را كه به خاطر دفاع از حقوق زنان در گرماي روز 22 خرداد به ميدان هفت تير آمدند و با صداقت تمام از منافع تاريخي خواهران‎شان پشتيباني كردند، دستگير شوند، بهتر است قوانين‎ را تغيير دهيد. كافي است كه از همسران‎تان، از دخترهاي‎تان و از خواهرزن‎تان سوال كنيد تا بلافاصله متوجه شويد كه خواسته‎ي زن ايراني، حقانيت دارد.ترديد نكنيد كه ما زنان اين قوانين ناعادلانه را بالاخره تغيير خواهيم داد چون روز 22 خرداد امسال، مردان جديد امروز ايران نيز با حضور پرشمارشان، نشان دادند كه آن‎ها هم اين قوانين را نمي‎خواهند. همه‎ي كساني را كه بازداشت كرده‎ايد، آزاد كنيد و به جاي احضار و بازجويي و به خانه‎ي اين و آن رفتن (افزون بر شايعات ترس‎آور و ايجاد فضاي دلهره و ارسال اس. ام. اس هاي تهديد‎كننده قبل از برگزاري تجمع) حداقل ميان تصميم‎سازان‎تان جلسه‎اي بگذاريد، لااقل قطعنامه‎اي را كه نگذاشتيد در تجمع بخوانيم جلوي‎تان بگذاريد و با آرامش و طمانينه ببينيد زنان هم‎وطن‎تان واقعا چه مي‎خواهند؟ تا وقتي قوانين موجود، ما زنان را به عنوان انسان و شهروند برابر اين جامعه نپذيرد، ما نه خانه‎اي داريم و نه شهري. اين قوانين را تغيير دهيد تا احساس كنيم خانه‎اي داريم تا شما بتوانيد سراغ‎‏اش بياييد.



استادیوم صدو بیست هزار پسری




بدون شرح


آزادي زن



خانه ای که با ظلم آباد شود عاقبت ویران گردد

زن ایرونی


مقام زن در ایران باستان



مقام زن در ایران باستان :

زرتشت در گاتاها 18 بار از اسفندارمذ یاد می کند. از مجموع این اشاره ها چنین برمی آیدکه آرایش بهشت نکاستنی با اسفندارمذ است ،که یکی از هفت فرشته آیین زرتشت است.اسفندارمذ سرگردانانی را که هنوز درست را از نادرست باز نمی شناسند یاری میدهد.حتی زرتشت از او میخواهد که در روز رستاخیز او و پیروانش را یاری کند تا آمرزیده شوند.زرتشت همچنین از این فرشته می خواهد که به او توش و توان و نهاد راستین دهد.
اسپندارمذ گشایش بخش هستی است و در مقام فرشته موکل زمین به کشتزاران رامش می دهد.زرتشت از او می خواهد که تنها فرمانروایان خوب به فرمانروایی برسند و مردم زندگی پاکی داشته باشند.
با توجه به نقشی که ایزد بانوهای مادر و مؤنث در ایران باستان دارند ، احترام زرتشت به زن بسیار موجه است.تاکنون هیچ سندی به دست نیامده است که در آن کرامت زن در آیین زرتشت زیرسؤال رفته باشد و یا سخن از برتری مرد به زن رفته باشد.البته زرتشتی گری مقوله ای دیگر است.اگر در قلمرو زندگی مادی پهلوانان نامدار را مردان تشکیل می دهند ، قهرمانان زندگی معنوی بیشتر ایزدبانوهای ارجمندی هستند که ستایش آنها و توانایی هاشان زیباترین اوراق غنایی ادب مزدیسنا را به خود اختصاص داده اند.
در آبان یشت (اوستای متاخر) آناهیتا (=نیالوده و پاک) زنی است زورمند و درخشان ، سوار بر گردونه،لگام بر دست، روان در جستجوی نام آوری. با چهار اسب سفید و بزرگ و یکرنگ و یک نزاد...اسب های گردونه آناهیتا را اهورمزدا از باد و باران و تگرگ و ژاله ساخته است.آناهیتا مطیع کیش اهورایی است و سزاوار است که در جهان مادی ستایش و نیایش شود،که جان افزاست و فزاینده گله و رمه و ثروت و گیتی و کشور.او نطفه همه مردها را پاک می کند و مشیمه زنها را برای زایش بهتر پاک می کند، برای زایش آسان.به زنان باردار شیر میبخشد.برای او بر روی تخت بستری زیبا و خوشبو با بالش های گسترده مهیاست.اهورامزدا آناهیتا را از نیروی خویش آفریده است تا خانه و روستا و کشور را بپروراند.بارزوان سپید آناهیتا به ستبری شانه اسب هاست.او باشکوه و آراسته و نیرومند است. دختر جوان بسیار برومند و خوش اندامی است.کمربند به میان بسته ،راست بالا ، آزاده نژاد و شریف است،که جبه ای گران بها و پرچین زرین در بر دارد.گوشواره ای دارد چهارگوش و زرین و طوقی زیبا بر گردنش و اندامش بالایی دلچسب دارد.
آناهیتا به فرمان اهورامزدا به زمین می آید تا دختران دم بخت و زنان جوان به هنگام آوردن بار از او یاری جویند... در نزذ اهورمزدا ارجمند باشند تا تا فرشته ای از جنس خودشان را مامور آرامش آنها کند.
اوج نگاه زرتشت به زن در رفتار با دخترش پروچیستا به هنگام ازدواج او با جاماسب پیداست.زرتشت از دخترش میخواهد ،پس از یک اندیشه گماری نیکو و ژرف و مراجعه به خرد خویش تصمیم بگیرد...
آنگاه زرتشت در کتابش به دوشیزگان در حال شوی گرفتن می گوید :هر کدام به خرد خود برای رستگاری تصمیم بگیرند...
ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه می نویسد : مردها در جشن زنان به آنها ارمغان می دادند و در بسیاری از شهرهای ایران این روزرا « مرد گیران » گفتندی ، که به مراد خویش مرد گرفتندی...( روزنامه زندگی.شماره 170 ،صفحه 6 )

تنها چیزی که میخوام بگم اینه که درست در زمانی که در ایران هیچ برتریی برای مرد نسبت به زن نبود ، بادیه نشینای عرب دخترای گلشون رو زنده به گور میکردن.پس قدر ایرانی بودنمون رو بدونیم و ....

زن در ایران باستان


اهميت زن در ايران باستان




در ایران باستان همیشه مقام زن و مرد برابر و در کنار هم ذکرشده است، حتی گروهی از ایزدان مانند آناهیتا زن هستندو در میان امشاسپندان ، امرداد و خرداد و سپندارمذ ، که صفات اهورامزدا است زن میباشند.
وآنچه در اوستا آمده است همه نشانه ای از همسنگی زن و مرد است، در فروردین یشت چنین آورده شده : اینک فروهر همه مردان و زنان پاک را می ستائیم آنان که روان هایشان در خور ستایش و فروهر هایشان شایسته است اینک فروهر همه مردان و زنان پاکدین را می ستائیم.
در زمان شاهنشاهی هخامنشیان ، براساس لوح های گلی تخت جمشید زنان هم دوش مردان در ساختن کاخ های شاهان هخامنشی دست داشتند و دستمزد برابر دریافت می نمودند، پیشه بیشتر زنان در دوره هخامنشیان صیقل دادن نهائی سنگ نگاره ها و همچنین دوخت و دوز و خیاطی بوده است. بنابراین در شاهنشاهی بزرگ هخامنشی با برابری و تساوی خقوق زنان با مردان سر و کار داریم.
باید خاطرنشان کرد که زنان در زمان بارداری و با بدنیا آوردن کودکی برای مدتی از کار معاف میشدند ، اما از حداقل حقوق برای گذران زندگی برخوردار می گشتند و علاوه بر آن اضافه حقوقی بصورت مواد مصرفی ضروری زندگی دریافت می نمودند، همچنین در گل نوشته های تخت جمشید شاهد آن هستیم که در کارگاههای خیاطی ، زنان بعنوان سرپرست و مدیر بودند و گاه مردان زیر دست زنان قرار می گرفتند.

برگ احضار شهناز غلامي از سوي قوه ي قضائيه


شهناز غلامی، جنبش زنان




شهناز غلامی، روزنامه نگار مستقل و از فعالان جنبش ملی آذربایجان و نیز جنبش زنان به دادگاه انقلاب اسلامی تبریز احضار شد
شهناز غلامی از فعالان حوزه زنان و جنبش هویت خواهی در آذربایجان طی ابلاغیه­ای به شعبه اول دادگاه انقلاب تبریز احضار شد. اتهام وی در برگه احضاریه «تبلیغ علیه نظام» عنوان شده است. شهناز غلامی باید 8:30 صبح روز چهارشنه مورخه 13/06/1387 در دادگاه حاضر شود. وکالت وی را دکتر «محمد علی دادخواه» عضو و سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر بر عهده خواهد داشت. گفته می شود که احضار نامبرده با تلاش وی برای پوشش خبری قتل های مشکوک سه تن از فعالین هویت طلب تورک در تبریز در ارتباط است.
گفتنی است، خانم شهناز غلامی از سال 1368 تا سال 1373 به مدت 5 سال به دلیل اهداف آزادی خواهانه و برابری طلبانه­اش در زندان تبریز محبوس بوده و نیز در مرداد سال 1386 به مدت تقریباً یک ماه به دلیل شرکت در مراسم یک خرداد دستگیر و زندانی شده بود. علاوه بر آن، وی همواره به دلیل فعالیت هایش مورد تهدید و تعقیب نیروهای اطلاعاتی و امنیتی قرار دارد.
اخبار تکمیلی در این رابطه در اسرع وقت ارسال خواهد شد.
خبرنگار وبلاگAzarwomen - تبریز


تعريف شكنجه ومواد قانوني مربوط به منع شكنجه

درتعريف شكنجه مي خوانيم :" شكنجه به هرعمل عمدي كه بر اثر آن درد يا رنج فيزيكي يا روحي عليه شخصي به منظور كسب اطلاعات يا اقراراز وي يا شخص ثالثي ، يا تنبيه وي بخاطر عملي كه او يا شخص ثالثي مرتكب گرديده يا احتمال ارتكاب توسط آنها برود يا ترساندن وزورگويي به وي يا شخص ثالثي ، ‌يا وقتي چنين درد يا رنجي به هر دليلي و به خاطر هرگونه تبعيضي به تحريك يا همراه با رضايت وسكوت يك مقام دولتي يا شخصي ديگر در منصب دولتي اعمال مي شود ، اطلاق مي شود." (آئين دادرسي كيفري – دكتر محمد آخوندي ،ج 2، پاورقي ص 202)
درمورد مقررات قانوني ناظر بر منع شكنجه در كشورمان درتاريخ جديد مي توان به اصل نهم متمم قانون اساسي ، ماده 194قانون مجازات عمومي 1304و 131 و 136 اصلاحي 1352، ماده 58 قانون تعزيرات مصوب 1361، ماده 7 قانون اجازه الحاق دولت ايران به ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي ، مواد 37 و 39 قانون اجازه الحاق دولت ايران به كنوانسيون حقوق كودك ، اصل 38 قانون اساسي – ماده 578 قانون مجازات اسلامي ، ماده 35 قانون مجازات جرايم نيروهاي مسلح و مواد 146و157و176آئين نامه سازمان زندان ها و اقدامات تاميني و تربيتي اشاره نمود....همچنين شكنجه درماده 5اعلاميه جهاني حقوق بشر مصوب1948(26) و ماده 7 ميثاق بين الملي حقوق مدني و سياسي مصوب 1966، (27) و ماده 37 كنوانسيون حقوق كودك (نسبت به كودكان ) مصوب 1989(28) و بند ب ماده 55 اساسنامه ديوان كيفري بين المللي (29) و ماده 2 كنوانسيون اروپايي حقوق بشر و آزادي هاي اساسي مصوب 1950(30) ممنوع گرديد.
بالاخره مجمع عمومي سازمان ملل متحد در سال 1984" كنوانسيون منع شكنجه و ديگررفتارها يا مجازات هاي بيرحمانه، غير انساني يا تحقير آميز " را تصويب نمود. محتواي كنوانسيون شامل تعريف شكنجه ، آثار حقوقي آن ، صلاحيت و مسئوليت دولت ها ، نحوه حل اختلاف و خروج از كنوانسيون و پيش بيني " كميته منع شكنجه " (32) و وظايف آن مي باشد." ( نوروز يكشنبه 30 تير1381- سال دوم – شماره 378).

ناديده گرفتن قوانين مربوط به منع شكنجه دررابطه با زنان فعال سياسي درآذربايجان
اين همه موارد نقض حقوق بشر و ناديده گرفتن قوانين مربوط به منع شكنجه در شرايطي اتفاق مي افتاد كه دراين قوانين به صراحت اعلام شده است :
كليه اقرارها و اعترافاتي كه بدون رعايت مفاد اين قانون از متهم اخذ شده و در دادگاه از طرف وي مورد انكار قرار گيرد، در صورت عدم وجود ادله وقرائن قابل قبول ديگراز درجه اعتبارساقط است وازعداد دلايل خارج خواهد شد.
براساس اين قانون چشم بند زدن به زنداني درمحيط زندان يا بازداشتگاه،‌ بازجويي در شب ،بيخوابي دادن به زنداني ، فحاشي ، و بكار بردن كلمات ركيك ، توهين و يا تحقيرزنداني وانجام اقداماتي كه عرفا اعمال فشار رواني بر زنداني تلقي ميشود، از جمله مصاديق شكنجه شمرده شده است .براساس اين ماده قانوني ، محروم كردن بيماران زنداني از دسترسي به خدمات درماني ضروري ، نگهداري زنداني درمحل ها ي پر سرو صدا ي آزار دهنده ، گرسنگي يا تشنگي دادن به زنداني ،‌عدم طبقه بندي زندانيان و نگهداري جوانان يا زندانيان عادي در كنار زندانيان خطرناك ، جلو گيري از هواخوري روزانه ،ممانعت از دسترسي به نشريات مجاز وملاقات هفتگي يا تماس تلفني با زنداني با خانواده اش و فشار رواني به زنداني از طريق اعمال فشار به اعضاي خانواده اوازديگرمصاديق شكنجه قيد شده است.
در ماده ديگرمي خوانيم : هرروز نگهداري افراد موضوع اين قانون به صورت انفرادي و هرروز نگهداري بيش از يك نفر در سلول انفرادي معادل ده روز زنداني محاسبه مي شود .همچنين محل بازجويي ، ساعت شروع و ختم جلسه بازجويي و نام مامور يا ماموراني كه بازجويي كرده همراه با اثر انگشت فرد بازجويي شده بايد در تمامي اوراق بازجويي به صورت كامل و دقيق درج شود .
دررابطه با اين قسمت از ماده قانوني مربوط به منع شكنجه بايد گفته شود كه دستگيرشدگان از همان ابتدا مرحله دستگيري با چشم بند به محل نامعلومي برده مي شوند آنها غالبا هم خودشان و هم خانواده و دوستان شان از محل بازداشت شان بي اطلاع هستند و گاه مدتها طول مي كشد تا ازمحل دستگيري متهمين اطلاع دقيق و درستي كسب شود چراكه ماموران اداره اطلاعات به منظور آزار رواني خانواده هاي دستگير شدگان و نيز خود دستگيرشدگان وهمچنين اختفاء محل شكنجه گاه هايي موسوم به اداره اطلاعات وعدم شناسايي شكنجه گران و ماموران امنيتي ، از دادن هرگونه اطلاعات به بازداشت شدگان خود داري مي كنند تا چه رسد به آنكه محل جلسه بازجويي را به اطلاع آنها برسانند.
در رابطه با نام بازجو يا بازجويان گفتني است متهميني كه به اتهام ارتكاب جرم سياسي تحت بازجويي قرار مي گيرند با چشم بسته ، رو به ديوار و پشت به بازجونشانده مي شوند. ماموران اداره اطلاعات به منظور رعايت تدابيرامنيتي در مورد خود براي اينكه مورد شناسايي دستگيرشدگان قرارنگيرند، چهره ، صدا و نام خود را از متهمين پنهان مي كنند اين بازجويان براي اينكه بتوانند به عنوان سربازان گمنام امام زمان به وظايف امنيتي خود عمل كنند از ارائه هرگونه معلومات در باره خود به زندانيان امتناع مي ورزند با وجود چنين نحوه برخوردي چگونه امكان دارد كه بازجويان نام و مشخصات فردي خود را بر برگه هاي بازجويي درج كنند.
علاوه برمشكل بازجو ها مسئله مهم ديگر دراين رابطه نحوه برخورد زندانبان هاي زن با زنان زنداني چه در خود اداره اطلاعات و چه در زندان مي باشد .به زندانبان هاي زن – كه همه امكانات رفاهي و مادي وموقعيت هاي اعتباري خود را مديون همكاري با رژيم واپسگراي اسلامي هستند – آموزش داده مي شود كه زنان دگر انديشي كه به زندان آورده مي شوند ، خواهان ايجاد تغييرات اساسي در ساختار حاكميت اسلامي هستند و حضور و فعاليت اين زنان فعال را درجامعه براي ادامه حيات خائنانه آنها، فوق العاده خطرناك ارزيابي مي كنند. آنها براي حفظ منافع شخصي خود هم كه شده با زندانيان سياسي به طرزي كاملامعاندانه رفتارمي كنند. از سوي ديگر زندانبان هاي زن غالبا از بين خانواده هايي انتخاب مي شوند كه آنان يك يا چند تن ازاعضاء‌خانواده يا فاميل خود را در نبرد با گروه هاي پارتيزاني چون گروه هاي "كرد مبارز" و مجاهدين، "سازمان مجاهدين خلق ايران" ، و يا درستيز با "چريك هاي فدايي خلق" وغيره ازدست داده باشند تا از نظررواني با رفتارهاي خشونت آميز خود نسبت به زنان زنداني سياسي بخواهند از همه نيروهاي دگرانديش جامعه به نوعي انتقام بگيرند. و شكنجه و آزار زندانيان را همچون ماموريتي الهي براي خود تلقي كنند كه خدا و استبداد مذهبي حاكم – آيت الله هاي كه نشانه ها و نمايندگان خدا بر زمين هستند.- به آنها محول كرده اند.

یکشنبه 13 مرداد1387

گزارش مستند از سركوب زنان فعال در آذربايجان - شهناز غلامی


مقدمه
زنان جامعه ما چه در آذربايجان و چه در ساير مناطق ايران وقتي با اراده آگاهانه خود وارد حوزه فعاليت هاي سياسي - اجتماعي مي شوند. به مراتب بيش از مردان فعال دراين عرصه بايد هزينه اين انتخاب به غايت سخت را بپردازند. يقينا تمامي فعالاني كه در جنبش هاي مختلفي چون جنبش هويت خواهي، زنان ، دانشجويي ، كارگري و ...فعاليت مي كنند برايشان اين موضوع مشخص است كه انتخاب چنين مسير سختي در زندگي ؛ كل حيات مادي و معنوي مردم شعورمند و اهل درد را با ساير افراد بدون درد و بي خاصيت جامعه متفاوت مي سازد.
خبرهايي كه هر روز ازرسانه ها ي غيردولتي شنيده مي شود. حكايت از سركوب دامنه دار جنبش زنان و تداوم خشونت بر زناني دارد كه نسبت به وضعيت موجود اعترض دارند، و معتقدند كه دركشورما زنان بواسطه نگرش هاي مردسالارانه همواره به عنوان شهروند درجه چندم مطرح بوده و هستند. به خاطرهمين نيز براي ساختن جامعه مطلوب لازم مي دانند تا در گام هاي روبه رشد خود نسبت به قوانين زن ستيزانه استبداد مذهبي حاضركه اساس و پايه بسياري ازنابرابري هاي اعمال شده درجامعه محسوب مي شود،مخالفت مدني خود را نشان دهند.
موارد اعمال نابرابري وخشونت عليه زنان فعال آذربايجاني
درطي چند سال گذشته تعدادي زيادي از زنان آذربايجاني مدافع برابري جنسيتي ، حقوق بشر وحقوق مردم آذربايجان دستگير شده و به حبس و بازداشت محكوم شده اند ويا به علت فعاليت هاي بي وقفه خود به روش هاي مختلف مورد آزار و اذيت گروه هاي مختلف انحصار طلب و تماميت خواه واقع شده اند. كه به عنوان نمونه به موارد زير به صورت مختصرمي توان اشاره داشت:
"ليلا حيدري "‌ از نويسندگان زن آذربايجاني است كه از ششم شهريور 1386(و همسر وي بهروز صفري از بيست و هفت خرداد 1386) تا يكشنبه 12 اسفند 1386دربازداشت وزارت اطلاعات بودند و سپس به قيد وثيقه ي سنگين 800 ميليون ريالي آزاد شدند .خانم حيدري در زندان اوين تحت سخت ترين شكنجه هاي غير انساني به بيماري ميگرن مبتلا شد و بعد ازآزادي نيز در بيدادگاه انقلاب اسلامي اردبيل به يك سال حبس تعليقي محكوم گرديد .
"زهره وفايي" از فعالان پيش كسوت و پرتلاش حركت ملي ملت آذربايجان محسوب مي شود كه تاكنون دهها كتاب وصدها مقاله در موضوعات مختلف از وي به چاپ رسيده است او درنوشته هايش تمام همت خود را صرف آن كرده تا "هويت" و "كيستي" مردم آذربايجان را به آنها بشناساند. علاوه برانتشار آثار فكري ارزنده ازاين بانوي گرانقدرعاشق فرهنگ ، زبان ، ادبيات ، تاريخ و ملت آذربايجان؛ ايشان جزء ناشرين زن آذربايجان محسوب مي شدند وچند ماه گذشته مديريت انتشارات "زينب پاشا" را به عهده داشتند كه تحت فشار نيروهاي شونيستي حاكم برآذربايجان امتياز موسسه انتشاراتي اش بدون طي مراحل قانوني لغو شد و درب كتابفروشي اش پلمپ گرديد.البته لازم به توضيح است كه خانم زهره وفايي درطي سالهاي گذشته مديرمسئول نشريه انتقادي "جوالدوز" نيزمحسوب مي شدند كه به دليل درج مطالب انتقادي و نيز موضوعات مربوط به آذربايجان از انتشار آن جلوگيري به عمل آمد .در رابطه با خانم "زهره وفايي" بايد گفت كه ايشان به دليل فعاليت هاي هويت طلبانه و روحيه ناسيوناليستي شان همواره تحت تعقيب نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي قرار دارند به طوريكه وقتي كه ماموران اداره اطلاعات، برگزاري مراسمي را از جانب نيروهاي هويت خواه محتمل بدانند ايشان را براي بازجويي به بازداشتگاه هاي اداره اطلاعات مي برند و يا به حبس خانگي مجبورشان مي كنند.
"رقيه عليزاده" ازديگرزنان فعال جنبش ملي است كه به دليل حمايت هاي گسترده و شجاعانه اي كه ازهمسرش آقاي "عباس لساني"- كه از سال 1385 در زندانهاي اهرو اردبيل و يزد به سر مي برد.- به عمل مي آورد . به همراه سه فرزندش( آتيلا ، اوختاي و سئودا ) همواره مورد تهديد و آزار و اذيت هاي رواني و فيزيكي قرارگرفته و ميگيرد. لازم به ذكر است كه رقيه عليزاده از حق طبيعي و انساني خود براي ملاقات با شوهرش نيز محروم است. نيروهاي امنيتي دراردبيل مانع ديدار خانواده لساني با دوستان او كه ازشهرهاي مختلف آذربايجان به خانه آقاي عباس لساني مي آيند، مي شوند وهرلحظه فشارها و ضربات خود را برايشان و خانوده محترم شان افزايش مي دهند و با اين حال اجازه انجام هرگونه مصاحبه با راديوهاي كشورهاي ديگر و نيز راديوهاي مردمي را از خانوده آقاي لساني سلب مي كنند و هرگونه بازگويي واقعيت هاي تلخ شهراردبيل را تماس باعوامل بيگانه عنوان مي كنند.و دربرابر آن با خانم "رقيه عليزاده " به برخورد چكشي مي پردازند.
"حجر سلطاني" از چهره هاي شناخته شده جنبش هويت خواهي است كه طي چند سال اخير براي مدت چندين بار توسط نيروهاي اطلاعاتي دستگير و درزندان اوين مورد بازجويي قرارگرفته است.علاوه برآن او به دليل شركت درراهپيمايي هاي مدني كه منجر به درگيري هاي خياباني شده است به دفعات مورد ضرب و شتم پليس قرارگرفته است.
"ماهني زنگانلي" (پريسا بابا ئي فرد) شاعر ومترجم آذربايجاني مي باشد، كه سروده ها وترجمه هايش درزمينه ادبيات و زبان تركي در طي چند سال گذشته منتشرو در بين مردم آذربايجان به كرات پخش شده است اواز فعالان جنبش ملي و زنان محسوب مي شود كه دربيشتربرنامه هاي مربوط به جنبش هويت خواهي مردم آذربايجان به عنوان مجري و سخنران به شهرهاي مختلف دعوت مي شد.ايشان بعد ازچندين مرحله دستگيري در مراسم سالانه قورولتاي بابك و چندي جاي ديگرودر نتيجه فشارهاي اعمال شده ، مجبورشدند تا به كشور تركيه پناهنده بشوند ودرآنجا به فعاليت هاي هويت خواهانه و نيز برابري طلبانه خود ادامه بدهند.
"ريحانه پورغني" مدير مسئول نشريه دانشجويي توقيف شده "قيزيل اوزه ن" وعضو شوراي مركزي جمعيت اسلامي دانشجويان دانشگاه زنجان براي چندمين بار درهفته هاي اخيربه دادگاه احضارشد.وي ساعت 9:30در دادگاه حضور يافت و پس ازچندين ساعت بازجويي سرانجام در ساعت 19:30دقيقه پس از چندين ساعت بازجويي با قرار بازداشت 30 ميليون توماني آزاد شد.
خانم "عطيه طاهري" از فعالان حركت ملي آذربايجان وهمسرآقاي "سعيد متين پور" بعد از مصاحبه با رسانه هاي جمعي در رابطه با وضعيت شكنجه و آزار همسرش از سوي وزارت اطلاعات مورد تعقيب و تهديد قرارگرفت.
خانم" مينا كامراني" از فعالان هويت طلب كه خود نيز همچون همسرش آقاي صالح كامراني فارغ التحصيل رشته حقوق مي باشد و در مصاحبه با راديوهاي خارجي نسبت به آزار واذيت اعمال شده بر همسرش اعتراض كرده بود،از سوي ماموران امنيتي نهديد به بازداشت شد.
روزيكشنبه 23 ارديبهشت "خانم شفقي" به جرم پخش اعلاميه بازداشت شد و در تاريخ 25 ارديبهشت پس ازانتقال به دادگاه انقلاب اسلامي اورميه و تفهيم اتهام از سوي قاضي شهر چايي اروميه با قرار بازداشت موقت تحويل وزارت اطلاعات گرديد.
علاوه بر افرادي كه نامشان به عنوان فعال سياسي برده شد. دانشجويان دختر و پسر دانشگاه ها درمناطق مختلف آذربايجان اقدام به حركت هاي اعتراضي متعددي كرده اند. كه مهمترين مورد براي بررسي ،‌ موضوع دانشجويان دختر"دانشگاه صنعتي سهند تبريز" مي باشد كه به علت هتك حرمت و نيز تفكيك جنسيتي اعمال شده نسبت دانشجويان دختردانشگاه صنعتي سهند تبريز، دانشجويان براي چندين هفته پياپي دست به تحصن مدني واعتصاب غذا زدند. ولي بعد ازاتمام دوره اعتصاب و با وجود اينكه مسئولين دانشگاه صعنتي سهند ضمن پذيرش خواسته هاي دانشجويان ، قول پيگيري حادثه و برخورد با متخلفين را داده بودند ، تعداد زيادي ازدانشجويان دختر و پسر به كميته انضباطي دانشگاه برده شدند و براي تعدادي از آنها حكم اخراج از دانشگاه صادر شد.علاوه برآن طي هفته هاي گذشته با شروع تعطيلات تابستاني و متفرق شدن دانشجويان به مناطق محل سكونت خود و درنتيجه سوءاستفاده مسئولين ازاين فرصت به دست آمده ،نيروهاي اطلاعاتي وامنيتي مستقر درشهرتبريز به منازل دانشجويان تحصن كننده حمله برده و تعدادي از آنها را بازداشت كردهendifعلاوه براعتصاب و تحصن دانشجويان دانشگاه صنعتي سهند تبريز كه خبرآن درسطح بسيار وسيعي درسراسر دنيا منعكس گرديد. انجام تحصن دانشجويي در دانشگاه زنجان مي باشد كه درآنجا نيز" دكتر حسن مددي" معاون دانشجويي دانشگاه به علت داشتن فساد اخلاقي در يك اقدام هماهنگ شده و كاملا جسورانه درهنگام هتك حرمت به يكي از دانشجويان دختر دانشگاه زنجان ازطرف دانشجويان معترض كه به دفترش حمله برده بودند ، دررسواترين و وقيحانه ترين وضعيت مورد تصور با آبرويزي تمام از طرف دانشجويان دستگيرو به مسئولين رده بالاي دانشگاه تحويل داده شد. دراين اقدام نيز نقشي كه دختران ايفا كردند، بينظير بود آنها با دادن بيانيه و تجمع اعتراض انگيز و جمع آوري امضاء اعتراض گسترده خود را نسبت به اين اقدام غيرانساني و اهانت آميز مسئولين دانشگاه زنجان نشان دادند تا جائيكه رئيس دانشگاه زنجان، وزيرعلوم و يكي از نمايندگان مجلس مجبوربه قبول خواسته هاي دانشجويان شده و قول پيگيري حادثه وبرخورد با فرد خاطي را دادند.ولي در دانشگاه زنجان نيز دانشجويان دختر و پسر دانشگاه مورد انتقام جويي مسئولين دانشگاه قرارگرفتند به طوريكه همزمان با آزادي "دكتر حسن مددي" معاون دانشجويي دانشگاه زنجان از زندان، سه تن از دانشجويان به اسامي "پيام شكيبا"،" آرش رايجي" و" حسن جنيدي" كه درزمان اعتراضات دانشجويي به طورفعال عمل كرده بودند، بازداشت شدند وعلاوه برآن "بهاره هدايت" و "محمد هاشمي" نيز به دليل حمايت هاي دفتر تحكيم وحدت از اعتراضات دانشجويان در 23/4/87 بازداشت شدند. لازم به توضيح است كه درپي رسوايي اخلاقي مسئولين دانشگاه ها ي زنجان و سهند تبريز،دفتر تحكيم وحدت دانشگاه زنجان خواستار استعفاي وزيرعلوم شده بود.

محدويت هايي كه براي زنان اعمال مي شود ازچند جهت قابل بررسي است:
- اكثر خانواده ها درآذربايجان ديد پدرسالارانه اي و قيم مابانه اي نسبت به زنان دارند كه اين مسئله موجب مي شود تا فعاليت هاي سياسي زنان فعال درموارد مختلفي محدود شود. از آنجائيكه فعاليت هاي سياسي – اجتماعي مستلزم اين است كه زنان فعال در اين عرصه در خارج از حوزه خانه وقت زيادي را صرف تعاملات سياسي كنند . به همين دليل خانواده ها از خروج بدون اجازه دختران ، خواهران ، همسران و مادران خود از خانه جلوگيري به عمل مي آورند. و نيز از حضور كمرنگ آنها در خانه كه طبيعتا ديگر نمي توانند همچون ساير زنان عادي به ارائه خدمات كارخانگي به طور تمام وقت و بي وقفه بپردازند ابراز نگراني و ناراحتي مي كنند كه اين موضوع مي تواند منجر به ايجاد تنش ودرگيري هاي فيزيكي و گفتاري شود و فعالين سياسي را يا به طور كلي از حركت و تلاش در حوزه هاي عمومي باز دارد و آنها را در سكوني مرگ آور و هستي كش ، گرفتار سازد يا باعث ايجاد نا آرامي ، اضطراب، تشويش هاي دايمي دربين فعالين سياسي زن بشود و در نتيجه از كيفيت كار آنها تا حدود زيادي بكاهد و نيزمانع وجود اعتماد به نفس بالا كه لازمه تصميم گيريهاي سياسي است، دربين زنان فعال بشود.
- اجتماع بيماراز سلطه مرد سالارانه درآذربايجان همچون ساير نقاط ايران، ديد واقع بينانه و برابري طلبانه اي نسبت به زنان ندارد ، زنان خوب و شايسته ازنظر از آنها كساني هستند كه اگر تحصيلات عاليه هم داشته باشند و يا بخواهند دربيرون از خانه نيز اشتغال بورزند، نبايد از وظايف همسرداري ، كارخانگي ،سرپرستي و پرورش وتربيت كودكان خود غفلت بورزند ،‌از نظر اكثريت مردم جامعه ما ، زنان فعال درعرصه هاي مختلف سياسي به دليل آنكه ساعات زيادي را صرف امور خارج از خانه مي كنند كساني هستند كه به درد زندگي تهوع آور وعادت زده نمي خورند و به دليل ارتباطات گسترده شان با اقشارمختلف مردم افرادي غيرقابل اعتماد به شمارمي روند و از اين رو همواره در معرض شك و ترديد و سوء الظن قراردارند.
- زنان فعال سياسي درآذربايجان وقتي درنتيجه فعاليت هاي مدني خود و نيز تلاش شان براي ايجاد تغييرات عميق واساسي در ساختارهاي غيردموكراتيك وضعيت بحران زده اجتماع حاضر به دلايل مختلف دستگير، زنداني وازمحل هاي اشتغال و تحصيل شان اخراج مي شوند،درعين حال از سوي اعضاء خانواده شان نيز- كه هنوز به آن حد از شعور وآگاهي اجتماعي دست نيافتند تا بدانند، كه موضوع مشاركت اجتماعي - سياسي تك تك اعضاء جامعه تا چه اندازه مي تواند در تعيين سرنوشت يك ملت براي رسيدن به آزادي ، برابري جنسيتي ،عدالت اقتصادي ، رعايت حقوق شهروندي، رعايت حقوق بشرو...تاثير گذار باشد.- طرد مي شوند.
- علاوه برمورد مذكور،خانواده ها درنتيجه ترس خود از تهديدات ماموران امنيتي و اطلاعاتي نيزبه دليل هزينه دار بودن حمايت هاي خود ازاعضاي فعال خانواده آنچنان كه بايسته است از زنان فعال سياسي حمايت لازم و كافي را كه بتواند آنها را درادامه مسير سبز زندگي شان دلگرم سازد و باعث تقويت روحيه آنها شود ،به عمل نمي آورند.تا جائيكه زنان فعال سياسي وقتي بواسطه جرايم سياسي كه مرتكب مي شوند بعد از حبس و بازداشت از زندان آزاد مي شوند در خانواده و اجتماع آنها غالبا مورد توهين و تحقير افرادي – كه كوچكترين اطلاعي از مسائل سياسي ندارند يا اطلاعاتشان محدود به اخباري است كه توسط رسانه هاي جناحي چون صدا و سيما و روزنامه هاي رسمي است – قرارمي گيرند.

وضعيت زنان فعال سياسي درداخل زندان
وضعيت زنان در زندان وقتي به عنوان يك زنداني از تنفس در هواي آزاد محروم مي شوند،از وضعيت ساير زنان زنداني نامطلوبتر است چراكه سختگيري هاي معاندانه اي كه براي به استيصال كشاندن آنان اعمال مي شود. به مراتب بيشتراز سايرزندانيان است. زنان مبارز سياسي در هنگام دستگيري، بدون توجه به ظرافت هاي روحي زنانه شان ، تا زمان اتمام دوره هاي بازجويي شان كه سختترين مرحله هر دستگيري است، در سلول هاي انفرادي اداره اطلاعات زنداني مي شوند - چنانكه من و دوستم ( س. ت‌) وقتي در سال 1368 دستگير شديم به مدت شش ماه براي تفهيم اتهام و تنظيم كيفرخواست و فرستاده شدنش به دادگاه انقلاب اسلامي تبريز، دررنج آورترين شرايط ممكن درسلول هاي انفرادي اداره اطلاعات سپاه تبريز واقع در خيابان ارتش زنداني شديم.- با اين حال امروزه با فشار مجامع جهاني دررابطه با نقض حقوق بشر در زندان هاي ايران و نيز با گسترش سايت هاي اينترنتي وهمگاني شدن امكان دسترسي به شبكه هاي ماهواره اي و درنتيجه بالارفتن سطح آگاهي عمومي در باره موضوعات سياسي و اجتماعي ، شرايط زندان ها تا حدودي هرچند بسيار ناچيز به نفع زندانيان تغيير يافته است.
بازجويي ها براي تخريب روحيه و روان دستگيرشدگان ونيز براي ايجاد بي خوابي در آنها اغلب در اواخر شب و نيمه هاي شب انجام گرفته و مي گيرد.
علاوه برآن بازجويي توسط چندين بازجو به صورت توامان مي باشد.
فحاشي و توهين هاي زشت اخلاقي واهانت نسبت به دستگيرشدگان از امورمتداولي است كه از لحظه دستگيري تا زمان آزادي به طرزي مستمرو پايان ناپذير براي شكستن روحيه مقاومت زندانيان به نحويي بي رحمانه انجام مي گيرد.
براي تحت فشار قرار دادن و گرفتن اعترافات از زندانيان سياسي زن كه مادر بوده و صاحب اولاد هستند اغلب فرزندان آنها را تهديد به مرگ و ربوده شدن و يا شكنجه و آزار مي كنند .
شكنجه و زدن تازيانه به كف پاي متهمين سياسي زن درهنگام عادت هاي ماهانه براي ماندگاري درد در تن و جان نحيف وخسته از رنج شلاق و مشت و لگد و ..از ديگر مسائلي است كه در زندان و اداره اطلاعات تبريز به كرات مشاهده شده است و مورد اعتراض زندانيان سياسي زن بوده و مي باشد.
ايراد توهين هاي زشت اخلاقي نسبت به زنان و متهم ساختن آنها به داشتن روابط نامشروع با دوستان همفكر مردشان از ديگر شكنجه ها و آزارهاي روحي و رواني است كه براي به ابتذال كشاندن روابط سياسي و فكري افراد به آنها ايراد مي شود.
وادار كردن زنان فعال سياسي كه دستگير و زنداني مي شوند به سر كردن چادرهاي سياه و كثيف و غيربهداشتي و مجبور ساختن آنها به پوشاندن تمامي قسمت بدن به غيراز دوچشم و دو دست در داخل زندان و نيز دراداره اطلاعات سپاه و ...توسط ماموران اداره اطلاعات و نيزنگهبان هاي بند.
بر طبق يك قاعده كلي هميشه امكانات زندانيان سياسي از امكانات مجرمين عادي به مراتب كمترمي باشد.وبرخورد با زنان فعال سياسي همواره خصمانه بوده است.
ماموران اداره اطلاعات و مسئولان زندان نسبت به مسئله اعتصاب غذاي زنان زنداني سياسي ابراز بي تفاوتي مي كنند و گرسنگي و تشنگي زندانيان براي آنها به هيچ عنوان مهم نبوده و نيست آنان براي شكستن اعتصاب غذاي زندانيان حتي آنان را مورد ضرب و شتم قرارميدهند – به طوريكه من خودم وقتي دردهه شصت زنداني شده بودم ،به علت بد رفتاري هاي بازجويان با من و دوستانم كه چهارنفر بوديم،زماني كه من تصميم به اعتصاب غذا گرفتم. در نتيجه اين اقدام من آنها مرا به اطاق بازجويي بردند واز من خواستند تا عليرغم داشتن چشم بند برچشمم رو به ديوار بايستم و وقتي اين كاررا كردم. يكي از بازجويان كه هميشه نقش پليس بد را دراداره اطلاعات بازي مي كرد، با مشت و لگد ضربات محكمي بر سرو تمامي بدن من وارد آورد. كه من درنتيجه آن ضربات چند روز بيهوش شدم و وقتي به خود آمدم براي مدت چند هفته قادر به تكلم نبودم و دچار حملات سخت عصبي مي شدم.
برعكس زندانيان عادي كه حتي اگر شنيعانه ترين اعمال جنايتكارانه نيز انجام دهند اجازه هوا خوري از صبح تا اواخرشب به آنها داده مي شود. به زندانيان سياسي زن اجازه هواخوري بندرت و خيلي كم داده مي شود.به عنوان نمونه وقتي من و دوستم ( س- ت) در دهه شصت و هفتاد دستگيرو به اداره اطلاعات تبريز برده شديم درآنجا حدود شش ماه در سلول انفرادي حبس شديم و درتمام مدت حبس مان در هفته به طور متوسط به ما حتي دو ساعت نيز اجازه هواخوري داده نشد وعلاوه بر آن در سال 1386 نيزكه من بازداشت شدم، قريب به يك ماهي كه در بازداشتگاه بودم به غيراز سه روز اول ايام دستگيري ام كه دربند "نسوان جرايم " اطاق يك يعني محل نگهداري قاتلين زن بودم ،در تمامي مدت بازداشتم اجازه هواخوري حتي به مدت بسياركم نيز به من داده نشد.
قبلا درزندان تبريز بند جداگانه اي بنام " بند نسوان گروهكي" ‌بند دوازده "وجود داشت كه زندانيان سياسي زن را درآنجا محبوس مي كردند با‌ آزاد شدن زندانيان درنتيجه پايان گرفتن حكم هايشان ودرنتيجه كم شدن تعداد زندانيان زن سياسي، اين بندعملامنحل شد. و زنان زنداني به بند نسوان جرايم منتقل شدند و درآنجا بدون آنكه در بين زندانيان طبقه بندي از نظرنوع جرم صورت بگيرد،‌زنداني شدند. لازم است خاطر نشان سازم كه در بند 12(نسوان گروهك) به منظور تنبيه زندانيان سياسي زن درمواقع زيادي به طرزي عامدانه اي زندانيان خطرناك و غير قابل كنترل را به آنجا مي آوردند تا با ايجاد سرو صدا و ترس در بين زندانيان مانع تمركز فكرزندانيان براي مطالعه و نيز آزار رواني آنها شوند جرايد آزاد ومستقلي كه مجوزنشر نيزداشته باشند، دراختيار زندانيان گذارده نمي شوند وزندانيان اعم از زندانيان مرد و زن مجبور هستند تا كتب مذهبي وروزنامه هاي ارگان هاي رسمي را - كه به منزله تريبوني در خدمت نشر عقايد بسته و ارتجاعي حاكم به خدمت گرفته مي شود.- را مورد مطالعه قرار دهند.
ملاقات هاي حضوري و پشت شيشه زندانيان عادي هميشه به مراتب بيشتر ازتعداد ملاقات هايي است كه به زندانيان سياسي داده مي شود. ملاقات زندانيان دراداره اطلاعات با توجه به ميزان رضايت بازجويان ازمتهمين انجام مي گيرد ودرداخل زندان نيززنان زنداني هردوهفته يكبار- از پشت شيشه هاي كثيف و با گوشي هايي كهنه وازكارافتاده اي كه صدا را به زحمت مي تواند به دو طرف منتقل شود و بسته به سليقه وحوصله ماموران بداخلاق وعصبي ازده دقيقه و پانزده دقيقه تجاوز نمي كند - انجام مي گيرد.
امكان ارتباط با مددكاران اجتماعي كه به عنوان رابطي بين زنداني ، وكيل و دادگاه مي باشد همواره براي زندانيان عادي دسترس پذير بوده است ولي در رابطه با زندانيان سياسي زن به علت ممانعت ازارتباط زندانيان با محيط خارج از زندان و يا تاثير فكري آنان بر مددكاران اجتماعي اجازه تماس با مددكاران بندرت و باحضورزندانبان ها انجام مي گيرد.
درگذشته براي زندانيان امكان استخدام وكيل براي پرونده هاي فعالين سياسي وجود نداشت چون گفته مي شد كه وكيل اگر بخواهد از زندانيان دفاع كندلازم است تا از ديگر گروه ها و احزاب مخالف رژيم حمايت كند واين عملا امكان پذير نيست. چون هيچ وكيلي حاضر نمي شود خودش را بخاطر دفاع از موكلش به اين مقداربه درد سر بياندازد. به همين دليل هرگونه درخواستي براي داشتن وكيل از سوي بازجويان و قضات با تمسخر و بي اعتنايي مواجه مي شد .ولي امروزه با توجه به فعاليت هاي صورت گرفته نسبت به اين موضوع و موضوعات مشابه از سوي فعالين مدني و حقوقي و حقوق بشري دادگاه ها مجبورشده اند تا به زندانيان سياسي اجازه داشتن وكيل را بدهند.
سابق بر اين به زندانيان مگر زندانيان تواب كه براي اثبات توبه خود به نفع اداره اطلاعات جاسوسي ساير زندانيان را مي كردند ، اجازه رفتن به مرخصي داده نمي شد - به طور نمونه من خودم وقتي دردهه شصت و هفتاد در زندان بودم در تمام طول مدت حبسم كه بيش از چهارسال بود، تنها سه روز به من اجازه داده شد تا براي تهيه سندي كه بابت آزادي ام خواسته بودند به مرخصي بروم.
اغلب دادگاه ها درمورد زنان آذربايجان كه متهم به جرايم سياسي هستند به صورت غيرعلني برگزار مي شود.و هيات منصفه به آن معنا كه واقعا نماينده آرا و عقايد جامعه باشد در زمان احضار متهمان سياسي زن به دادگاه وجود ندارد. همه كساني كه براي محاكمه برده مي شوند در دادگاهي محاكمه مي شوند كه همه عوامل دستگيري ، داديار ، قاضي ، هيات منصفه آن ازميان كارگزاران رژيم مستبد اسلامي محسوب مي شوند.كه به منظور تقويت پايه هاي استبداد مذهبي و براي تكميل سناريوي حذف و سركوب فعالان سياسي بدليل منافع مشتركي كه در اين كار دارند با هم به ايفاي نقش مي پردازند.
زندانيان سياسي زن غالبا با سندهاي چند ده ميليوني آزاد مي شدند ومي شوند درگذشته اين سندها اغلب تا چندين سال دردادگاه به عنوان گرو و ضامن نگهداري مي شدند. علاوه بر نگهداري سند، دردهه شصت و هفتاد از زندانيان بعد ازپايان دوران محكوميت شان خواسته مي شد تا هر"دوهفته" يكبار و بعد از طي چندين ده ماه ، درهر"يك ماه" خودشان را به دفتراداره اطلاعات واقع در داخل زندان تبريز- موسوم به دفتر 37- معرفي كنند. دراين احضارهاي غيرقانوني به دفتراداره اطلاعات ازجزيي ترين برنامه آنها دررابطه با ديدارهايشان با سايرزندانيان آزاد شده و نيز فعالان سياسي خارج اززندان، بازجويي مفصلي به عمل مي آمد. تا مگرمسئولان اداره اطلاعات ازاحتمال هرگونه تغيير فكرو انديشه و عملكرد زندانيان آزاد شده، مطلع شوند و درمواقع لزوم به موقع طوري كه كوچكترين تغييري درجامعه بسته ايجاد نشود به برخورد قهري وحذفي فعالان مدني بپردازند.

آیا حقوق زنان حقوق بین المللیست؟

،مشکلهای زنان در کشورهای عقبمانده، از جمله افغانستان، ایران، پاکستان، الجزایر، عربستان سعودی و غیره امری شناخته شده ييست. زنان در اکثر این جوامع در قرن بیست و یکم، رسماًً و علناً نیمه انسانی، جنس درجه دوم و سزاوار زندانی شدن در چهاردیواری خانه محکوم به زنده گی مانند برده گان هستند، بی حقوقی مطلق سیاسی و اجتماعی، توهین و تحقیر روزمره و سرکوب هر صدای اعتراض زنان خصلت تمامی جوامع این چنینیست. تصویر ارائه شده توسط مطبوعات و رسانه های جمعی در اروپا و امریکا، از زنان در این کشورها تصویر مظلومان و قربانیان و یا در بهترین حالت مخالفانیست که خود، همزمان محافظه کار و عقبگرا اند و فقط خواستار تغیيراتی اندک و حقوق ناچیز برای زنان در چهارچوب احکام اسلام اند، اسلام یا فاندیمنتالیزم کدام یک مشکل اصلیست؟ چندسالیست که بسیاری از مدافعان حقوق زنان به بررسی مشکلها و پرابلمهای زنان پرداخته اند و جواب این سوال را به وجه درست داده اند. فورمولبندی فاندیمنتالیزم از سوی گرایشی طرح و نماینده گی میشود که با احکام دست و پاگیر و ضد حقوق بشری زن که در مذهب اسلام وجود دارند، مخالفتی ندارد، گرایشی که خود محافظه کار، مذهبی و اسلامیست و گاهگاهی زیرِفشار وسیعی از مخالفت با احکام مذهبی در بین زنان به تکاپو افتاده، این جا و آن جا تکرار میکنند: که تقصیر سنگسار، لت و کوب و حجاب و بی حقوقی زنان به گردن اسلام نیست، مشکل از بُنیادگراییست. این فورمولبندی با تمسخر زنان تحت ستم و متعرض مواجه شده و میشود، واقعیت مسآله این است که امروز در کشورهای عقبمانده با دیدن ظرفیت به غایت ارتجاعی در سلب تمامی حقوق زنان و تبدیل آنان به برده گان بی ارزش یک موج جنبش وسیع اعتراض وجود دارد، موجی که میخواهد برعلیه وخامت مذهب و زنده گی زنان نقش مثبتی ایفا بکند که گرایش مخالف آن خواهان کنترول و مهار آن تنها به دلیل حفظ اسلام است. این که زنان، از جمله زنان کشورِما در کنار کدام گرایش می ایستند، به تقویت کدام علاقه مند اند؟ حتماً با گرایش واپسگرايانه وتحریف حقوق زنان در چهارچوب اسلام مخالفت میورزند. این معیار دوگانه و این دوگانه گی در تعریف حقوق زنان از کجا ناشی میشوند؟ آیا حقوق زنان حقوق بین المللیست؟ سالهاست که بخش رادیکال و پیشرو زنان از جهانشمول بودن حقوق زنان و مشروط نبودن این حقوق به محل تولد انسانها، به نژاد و رنگ و پوست شان، اعتقادها و عدم اعتقاد مذهبی آن ها و غیره دفاع میکنند، یعنی این که همواره اذعان داشته اند که خشونت فزیکی و یا روحی برعلیه زنان در تمام جهان، آن ها را رنج میدهد و باید به حیث اعمال ضدِانسانی ممنوع گردد، این که دختران «9» ساله را طبق قوانین و احکام شرعی به جبر وادار به ازدواج میکنند سؤاستفادهء جنسی از کودکان است. کودک آزاری آشکار است و هیچ کودکی به دلیل محل تولدش نباید مورد چنین تجاوز وحشتناکی قرار گیرد.این که ملیونها زن را در خریطه ها به نام حجاب میپیچند و از این راه دایماً به زنان گوشزد نمايند که آن ها باید جسم شان را پنهان نموده، احساسات شان را منکوب کنند و نابرابر بودن خود با مردان را جار بزنند، مورد انزجار زنان بوده و هست؛ به خصوص، وقتی که کودکان را وادار میکنند که خود را در چادر و چادری بیپیچند، در این گونه شرایط هیچ گاه نباید از فرهنگ و مذهب خودِشان حرف زد و این جنایتهای آشکار با هیچ توجیه تیوریکی قابل پرده پوشی نیست.مطالبات اصلی و گرایش زنان آگاه و نیروهای مترقی و دموکرات که در همهء این کشورها با درجه های متفاوت، با شدت و ضعف، آن را میتوان دید عبارت اند از:خواست کوتاه شدن دست مذهب از زنده گی زنان، جدایی مذهب از دولت و آموزش و پرورش- ممنوعیت حجاب اجباری، لغو آپارتاید جنسی و ممنوعیت حجاب برای کودکان زیر شانزده سال، مبارزه با تیوری ارتجاعی نسبیت فرهنگی (Cultural Relativism)، دفاع از جامعۀ سيکولار، دفاع از رابطهء مدرن و انسانی بین زن و مرد و در نهایت خواست برابری کامل بین زن و مرد در تمام شئون اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به اضافه مبارزه و نقد سنتها و افکار ضد زن و ارتجاعی که با مذهب و ناسیونالیزم عجین شده است. برای طرح وسیعتر نظرها در مورد مسايل زنان در کشورِما و در جاهای دیگر و معرفی گرایشهای مختلف در آن ها باید فراوان کوشید، هرگاه در انجام این مهم هموطنان صاحبنظر و همه علاقه مندان با همکاری وسیع بکوشند به حل پرابلمها در این راستا کمک فراوان خوهد بود.

حقوق زنان = مردم سالاری - صلح و پيشرفت

هر چند سابقه جنبش هاي حق طلبانه زنان و تلاش براي كسب حقوق مدني و اجتماعي به اواخر قرن نوزدهم و اوائل قرن بيستم بر ميگردد كه از كشورهاي توسعه يافته صنعتي آغاز شد ولي طي دهه هاي بعد به تدريج به يك جنبش جهاني تبديل شده است . در ایران معاصر نیز اولین تلاش سازمان یافته زنان در دفاع از حقوق خود به یکصد سال قبل درانقلاب مشروطیت برمیگردد. حقوقی که هنوز هم در عرصه خصوصی(خانواده) وعرصه همگانی(حیات سیاسی و اجتماعی) به رسمیت شناخته نشده است! ورود رو به افزايش زنان در مسئوليت هاي آموزشي، فرهنگي، اجتماعي ، سياسي و اقتصادي جامعه جديد ، ضرورت بازنگري و تجديد نظر در حقوق زنان و مردان به عنوان دوشهروند برابر در مقابل قانون را مورد تاكيد قرار ميدهد .
*****هم اكنون 70 درصد از 1/3 ميليارد افرادي كه در جهان زير خط فقر زندگي ميكنند و70درصد از 800 میلیون جمعیت بی سوادان ، زنان هستند ، ولي اين محروميت فقط در بعد آموزشی و اقتصادي نيست ، اينكه جامعه زنان به همه حقوق خود واقف نيستند يك مشگل فرهنگي و تاريخي است. بايد در پي تغيير آن ميراث تاريخي بود كه زنان را در اغلب جوامع دچار محروميت كرده است. متاسفانه ظلم و تبعيض و بيعدالتي و خشونت نسبت به زنان بيشتر از برداشت هاي نادرست از دين و نا آگاهي از شرائط زمانه است و نگرش مردسالارانه به مسائل جامعه نيز به آن دامن ميزند! برداشت مردسالارانه از احكام شرع، فلسفه، تاريخ و فرهنگ حتي وضعيتي را بوجود آورده است كه زنان از ديدگاه مردان به خود نگاه كنند!
*****انسان ها آزاد ، مسئول و با حقوق برابر آفريده شده اند و بنابراين نقش زنان و مردان را در عرضه هاي گوناگون اجتماعي، فرهنگي و سياسي نه براساس جنسيت بلكه بر پايه حقوق انساني، مناسبات و نيازهاي اجتماعي و شايستگي هاي آنان بايد تبيين كرد. اين است كه ظلم و تبعيض تاريخي نسبت به زنان، ضرورت در نظر گرفتن اولويت هاي ويزه يا تبعيض مثبت براي احقاق حقوق و متناسب كردن سطح مديريت زنان با توانائي هاي آنان را با معيارهاي عدل الهي و خرد انساني به امري گريز ناپذير تبديل كرده است! بايد بر اين تفكر كه زنان شهروند درجه- دو و فاقد توانائي آموزش، مديريت و ادره جامعه هستند خط بطلان كشيد! واقعيت اينست كه در جامعه غير مولد ما نه تنها برنامه اي براي توانمندسازي زنان با آموزش، کارآفرینی و اشتغال و مشارکت های اجتماعی و سیاسی وجود ندارد بلكه تاكيد بر به حاشيه راندن بيشتر آنهاست! در صورتيكه حقوق زنان همان حقوق بشر وتوانمندسازي آنان ، توانمندسازي جامعه بشری است.
*****جنبش زنان بخش مهمي از حركت اصلاحي جامعه ايران است. اگر اصلاحات را به معناي جنبشي در نقد شرائط موجود و مناسبات و روابط حاكم بدانيم، بي ترديد بيشترين نقد منوجه وضعيت زنان و جوانان است كه پتانسيل عظيم جنبش اجتماعي ايران را تشكيل ميدهند. اما عليرغم اين توان بالقوه عظيم، ايران از نظر حضور زنان در مسئوليت هاي سياسي و مديريتي(حضور دردولت ، مجلس و ...) حتي ازهمسایگان و كشورها ئي چون امارات، بحرين، تركيه ، پاكستان، افغانستان، عراق و يا بنگلادش نيز عقب مانده تر است!؟ ميزان اشتغال زنان در جامعه ما كمتر از20 درصد و حضورشان در مديريت كمتر از 10 درصد است!واز نظر حقوق خانوادگی هم مطابق آمار: 48 درصد زنان ايراني خشونت خانگي را تجربه كرده اند!!؟؟
*****سئوال اينجاست كه : چرا زنان حق نداشته باشند همراه با كرامت انساني، برخوردار از علم و آگاهي، آزاد از نياز و رها از ترس زندگي كنند؟! چرا حتي دولت عربستان به " كنوانسيون منع هرگونه تبعيض عليه زنان" مي پيوندد ولي پيشنهاد الحاق جمهوري اسلامي ايران به آن كنوانسيون در شوراي نگهبان رد و ايران به عنوان یکی از معدود موافقین هرگونه تبعيض نسبت به زنان به جامعه جهاني معرفي ميشود؟! اگر تدبيري وجود داشت، كشور مي توانست حداقل بطور مشروط به كنوانسيون بڀیوندد و حق تصميم گيري را در موارد استثبائي كه احتمال تعارضي با احكام شرعي و يا سنت هاي ملي ميرفت براي خود نگهدارد.
*****اعتراض مدنی و حقوق شهروندیدر جوامع پیشرفته، اعتراض مدنی و مسالمت آمیز امری طبیعی و بخشی از حقوق شهروندی است که در قانون اساسی ما(اصل27) نیز به رسمیت شناخته شده وآزاد است و نیازی به درخواست مجوز ندارد. من برخوردخشونت بار با فعالان حقوق اجتماعی زنان و دستگیری آنان را نقطه ضعف حکومت میدانم و نه نشانه اقتدار آن! دفاع از مظلوم و مبارزه برای رفع تبعیض و خشونت علیه زنان مبارزه ای همگانی ست و نه فقط خاص زنان!
*****مسئولیت های اجتماعی و سیاسی زنان از نگاه دینیخوشبختانه با بصیرت و روشن بینی برخی از مراجع گرانقدر دینی ، محدودیتی از نظر بدست گیری مسئولیت های دینی(تا مقام مرجعیت)، مقامات حکومتی(از جمله ریاست جمهوری) و یا قضائی وجود ندارد و حقوق برابراجتماعی و مدنی زنان و مردان مورد تاکید قرار دارد.
*****
حقوق زنان و سرمایه اجتماعیرفع تبعیض های حقوقی و قانونی و احقاق حقوق زنان به عنوان حا ملان اصلی دموکراسی مهم ترین گام درتولید و انباشت سرمایه اجتماعی است. مشارکت موءثر زنان در عرصه های خانوادگی و اجتماعی، عشق و عطوفت ، اعتما د ، و مردم سالاری - صلح و پیشرفت را به ارمغان خواهد آورد!
*****
ضرورت تدوين " منشور زنان ايران "اكنون با توجه به سطح آگاهي جامعه ايراني و گسترش جنبش جهاني زنان، زمان آن رسيده كه بر پايه برابري حقوق زنان و مردان در مسائلي چون خانواده ،آموزش و پرورش ،آموزش عالي ، بهداشت و سلامتي،اشتغال ، توسعه و رفاه ، معيشت و اقتصاد ومشاركت سياسي و متناسب با ساختار اجتماعي، سياسي و فرهنگي كشور و راه حل هاي بومي،" منشورزنان ايران " تدوين و به نظر خواهي گذاشته شود.
*****
قربانیان اصلی تحریم ، جنگ و خشونتبا تصویب سومین قطعنامه شورای امنیت در باره برنامه هسته ای دولت ایران ، چشم اندازی از فقر و محرومیت ، محدودیت های بیشتر سیاسی و اجتماعی و خشونت در پیش روی ما قرار گرفته است! تاکنون جنگ هائی که امپریالیسم به قصد ایجاد نظم نوین و یا طرح خاورمیانه بزرگ همراه با سوء تدبیروماجراجوئی حکام محلی به کشورها تحمیل کرده ، بیش از همه برای زنان و کودکان این کشورها مصیبت باربوده است. تلفات سنگین کودکان و تجاوز به زنان در یوگسلاوی ، کویت ، عراق و ... بسیار تکان دهنده است! بامید روزی که تمامی انسان ها فراتر از جنس و رنگ و نژاد و طبقه و دین و آئین با صلح و دوستی دنیای بهتری را بوجود آورند!
*****