حقوق زنان = مردم سالاری - صلح و پيشرفت
هر چند سابقه جنبش هاي حق طلبانه زنان و تلاش براي كسب حقوق مدني و اجتماعي به اواخر قرن نوزدهم و اوائل قرن بيستم بر ميگردد كه از كشورهاي توسعه يافته صنعتي آغاز شد ولي طي دهه هاي بعد به تدريج به يك جنبش جهاني تبديل شده است . در ایران معاصر نیز اولین تلاش سازمان یافته زنان در دفاع از حقوق خود به یکصد سال قبل درانقلاب مشروطیت برمیگردد. حقوقی که هنوز هم در عرصه خصوصی(خانواده) وعرصه همگانی(حیات سیاسی و اجتماعی) به رسمیت شناخته نشده است! ورود رو به افزايش زنان در مسئوليت هاي آموزشي، فرهنگي، اجتماعي ، سياسي و اقتصادي جامعه جديد ، ضرورت بازنگري و تجديد نظر در حقوق زنان و مردان به عنوان دوشهروند برابر در مقابل قانون را مورد تاكيد قرار ميدهد .
*****هم اكنون 70 درصد از 1/3 ميليارد افرادي كه در جهان زير خط فقر زندگي ميكنند و70درصد از 800 میلیون جمعیت بی سوادان ، زنان هستند ، ولي اين محروميت فقط در بعد آموزشی و اقتصادي نيست ، اينكه جامعه زنان به همه حقوق خود واقف نيستند يك مشگل فرهنگي و تاريخي است. بايد در پي تغيير آن ميراث تاريخي بود كه زنان را در اغلب جوامع دچار محروميت كرده است. متاسفانه ظلم و تبعيض و بيعدالتي و خشونت نسبت به زنان بيشتر از برداشت هاي نادرست از دين و نا آگاهي از شرائط زمانه است و نگرش مردسالارانه به مسائل جامعه نيز به آن دامن ميزند! برداشت مردسالارانه از احكام شرع، فلسفه، تاريخ و فرهنگ حتي وضعيتي را بوجود آورده است كه زنان از ديدگاه مردان به خود نگاه كنند!
*****انسان ها آزاد ، مسئول و با حقوق برابر آفريده شده اند و بنابراين نقش زنان و مردان را در عرضه هاي گوناگون اجتماعي، فرهنگي و سياسي نه براساس جنسيت بلكه بر پايه حقوق انساني، مناسبات و نيازهاي اجتماعي و شايستگي هاي آنان بايد تبيين كرد. اين است كه ظلم و تبعيض تاريخي نسبت به زنان، ضرورت در نظر گرفتن اولويت هاي ويزه يا تبعيض مثبت براي احقاق حقوق و متناسب كردن سطح مديريت زنان با توانائي هاي آنان را با معيارهاي عدل الهي و خرد انساني به امري گريز ناپذير تبديل كرده است! بايد بر اين تفكر كه زنان شهروند درجه- دو و فاقد توانائي آموزش، مديريت و ادره جامعه هستند خط بطلان كشيد! واقعيت اينست كه در جامعه غير مولد ما نه تنها برنامه اي براي توانمندسازي زنان با آموزش، کارآفرینی و اشتغال و مشارکت های اجتماعی و سیاسی وجود ندارد بلكه تاكيد بر به حاشيه راندن بيشتر آنهاست! در صورتيكه حقوق زنان همان حقوق بشر وتوانمندسازي آنان ، توانمندسازي جامعه بشری است.
*****جنبش زنان بخش مهمي از حركت اصلاحي جامعه ايران است. اگر اصلاحات را به معناي جنبشي در نقد شرائط موجود و مناسبات و روابط حاكم بدانيم، بي ترديد بيشترين نقد منوجه وضعيت زنان و جوانان است كه پتانسيل عظيم جنبش اجتماعي ايران را تشكيل ميدهند. اما عليرغم اين توان بالقوه عظيم، ايران از نظر حضور زنان در مسئوليت هاي سياسي و مديريتي(حضور دردولت ، مجلس و ...) حتي ازهمسایگان و كشورها ئي چون امارات، بحرين، تركيه ، پاكستان، افغانستان، عراق و يا بنگلادش نيز عقب مانده تر است!؟ ميزان اشتغال زنان در جامعه ما كمتر از20 درصد و حضورشان در مديريت كمتر از 10 درصد است!واز نظر حقوق خانوادگی هم مطابق آمار: 48 درصد زنان ايراني خشونت خانگي را تجربه كرده اند!!؟؟
*****سئوال اينجاست كه : چرا زنان حق نداشته باشند همراه با كرامت انساني، برخوردار از علم و آگاهي، آزاد از نياز و رها از ترس زندگي كنند؟! چرا حتي دولت عربستان به " كنوانسيون منع هرگونه تبعيض عليه زنان" مي پيوندد ولي پيشنهاد الحاق جمهوري اسلامي ايران به آن كنوانسيون در شوراي نگهبان رد و ايران به عنوان یکی از معدود موافقین هرگونه تبعيض نسبت به زنان به جامعه جهاني معرفي ميشود؟! اگر تدبيري وجود داشت، كشور مي توانست حداقل بطور مشروط به كنوانسيون بڀیوندد و حق تصميم گيري را در موارد استثبائي كه احتمال تعارضي با احكام شرعي و يا سنت هاي ملي ميرفت براي خود نگهدارد.
*****اعتراض مدنی و حقوق شهروندیدر جوامع پیشرفته، اعتراض مدنی و مسالمت آمیز امری طبیعی و بخشی از حقوق شهروندی است که در قانون اساسی ما(اصل27) نیز به رسمیت شناخته شده وآزاد است و نیازی به درخواست مجوز ندارد. من برخوردخشونت بار با فعالان حقوق اجتماعی زنان و دستگیری آنان را نقطه ضعف حکومت میدانم و نه نشانه اقتدار آن! دفاع از مظلوم و مبارزه برای رفع تبعیض و خشونت علیه زنان مبارزه ای همگانی ست و نه فقط خاص زنان!
*****مسئولیت های اجتماعی و سیاسی زنان از نگاه دینیخوشبختانه با بصیرت و روشن بینی برخی از مراجع گرانقدر دینی ، محدودیتی از نظر بدست گیری مسئولیت های دینی(تا مقام مرجعیت)، مقامات حکومتی(از جمله ریاست جمهوری) و یا قضائی وجود ندارد و حقوق برابراجتماعی و مدنی زنان و مردان مورد تاکید قرار دارد.
*****
حقوق زنان و سرمایه اجتماعیرفع تبعیض های حقوقی و قانونی و احقاق حقوق زنان به عنوان حا ملان اصلی دموکراسی مهم ترین گام درتولید و انباشت سرمایه اجتماعی است. مشارکت موءثر زنان در عرصه های خانوادگی و اجتماعی، عشق و عطوفت ، اعتما د ، و مردم سالاری - صلح و پیشرفت را به ارمغان خواهد آورد!
*****
ضرورت تدوين " منشور زنان ايران "اكنون با توجه به سطح آگاهي جامعه ايراني و گسترش جنبش جهاني زنان، زمان آن رسيده كه بر پايه برابري حقوق زنان و مردان در مسائلي چون خانواده ،آموزش و پرورش ،آموزش عالي ، بهداشت و سلامتي،اشتغال ، توسعه و رفاه ، معيشت و اقتصاد ومشاركت سياسي و متناسب با ساختار اجتماعي، سياسي و فرهنگي كشور و راه حل هاي بومي،" منشورزنان ايران " تدوين و به نظر خواهي گذاشته شود.
*****
قربانیان اصلی تحریم ، جنگ و خشونتبا تصویب سومین قطعنامه شورای امنیت در باره برنامه هسته ای دولت ایران ، چشم اندازی از فقر و محرومیت ، محدودیت های بیشتر سیاسی و اجتماعی و خشونت در پیش روی ما قرار گرفته است! تاکنون جنگ هائی که امپریالیسم به قصد ایجاد نظم نوین و یا طرح خاورمیانه بزرگ همراه با سوء تدبیروماجراجوئی حکام محلی به کشورها تحمیل کرده ، بیش از همه برای زنان و کودکان این کشورها مصیبت باربوده است. تلفات سنگین کودکان و تجاوز به زنان در یوگسلاوی ، کویت ، عراق و ... بسیار تکان دهنده است! بامید روزی که تمامی انسان ها فراتر از جنس و رنگ و نژاد و طبقه و دین و آئین با صلح و دوستی دنیای بهتری را بوجود آورند!
*****
*****هم اكنون 70 درصد از 1/3 ميليارد افرادي كه در جهان زير خط فقر زندگي ميكنند و70درصد از 800 میلیون جمعیت بی سوادان ، زنان هستند ، ولي اين محروميت فقط در بعد آموزشی و اقتصادي نيست ، اينكه جامعه زنان به همه حقوق خود واقف نيستند يك مشگل فرهنگي و تاريخي است. بايد در پي تغيير آن ميراث تاريخي بود كه زنان را در اغلب جوامع دچار محروميت كرده است. متاسفانه ظلم و تبعيض و بيعدالتي و خشونت نسبت به زنان بيشتر از برداشت هاي نادرست از دين و نا آگاهي از شرائط زمانه است و نگرش مردسالارانه به مسائل جامعه نيز به آن دامن ميزند! برداشت مردسالارانه از احكام شرع، فلسفه، تاريخ و فرهنگ حتي وضعيتي را بوجود آورده است كه زنان از ديدگاه مردان به خود نگاه كنند!
*****انسان ها آزاد ، مسئول و با حقوق برابر آفريده شده اند و بنابراين نقش زنان و مردان را در عرضه هاي گوناگون اجتماعي، فرهنگي و سياسي نه براساس جنسيت بلكه بر پايه حقوق انساني، مناسبات و نيازهاي اجتماعي و شايستگي هاي آنان بايد تبيين كرد. اين است كه ظلم و تبعيض تاريخي نسبت به زنان، ضرورت در نظر گرفتن اولويت هاي ويزه يا تبعيض مثبت براي احقاق حقوق و متناسب كردن سطح مديريت زنان با توانائي هاي آنان را با معيارهاي عدل الهي و خرد انساني به امري گريز ناپذير تبديل كرده است! بايد بر اين تفكر كه زنان شهروند درجه- دو و فاقد توانائي آموزش، مديريت و ادره جامعه هستند خط بطلان كشيد! واقعيت اينست كه در جامعه غير مولد ما نه تنها برنامه اي براي توانمندسازي زنان با آموزش، کارآفرینی و اشتغال و مشارکت های اجتماعی و سیاسی وجود ندارد بلكه تاكيد بر به حاشيه راندن بيشتر آنهاست! در صورتيكه حقوق زنان همان حقوق بشر وتوانمندسازي آنان ، توانمندسازي جامعه بشری است.
*****جنبش زنان بخش مهمي از حركت اصلاحي جامعه ايران است. اگر اصلاحات را به معناي جنبشي در نقد شرائط موجود و مناسبات و روابط حاكم بدانيم، بي ترديد بيشترين نقد منوجه وضعيت زنان و جوانان است كه پتانسيل عظيم جنبش اجتماعي ايران را تشكيل ميدهند. اما عليرغم اين توان بالقوه عظيم، ايران از نظر حضور زنان در مسئوليت هاي سياسي و مديريتي(حضور دردولت ، مجلس و ...) حتي ازهمسایگان و كشورها ئي چون امارات، بحرين، تركيه ، پاكستان، افغانستان، عراق و يا بنگلادش نيز عقب مانده تر است!؟ ميزان اشتغال زنان در جامعه ما كمتر از20 درصد و حضورشان در مديريت كمتر از 10 درصد است!واز نظر حقوق خانوادگی هم مطابق آمار: 48 درصد زنان ايراني خشونت خانگي را تجربه كرده اند!!؟؟
*****سئوال اينجاست كه : چرا زنان حق نداشته باشند همراه با كرامت انساني، برخوردار از علم و آگاهي، آزاد از نياز و رها از ترس زندگي كنند؟! چرا حتي دولت عربستان به " كنوانسيون منع هرگونه تبعيض عليه زنان" مي پيوندد ولي پيشنهاد الحاق جمهوري اسلامي ايران به آن كنوانسيون در شوراي نگهبان رد و ايران به عنوان یکی از معدود موافقین هرگونه تبعيض نسبت به زنان به جامعه جهاني معرفي ميشود؟! اگر تدبيري وجود داشت، كشور مي توانست حداقل بطور مشروط به كنوانسيون بڀیوندد و حق تصميم گيري را در موارد استثبائي كه احتمال تعارضي با احكام شرعي و يا سنت هاي ملي ميرفت براي خود نگهدارد.
*****اعتراض مدنی و حقوق شهروندیدر جوامع پیشرفته، اعتراض مدنی و مسالمت آمیز امری طبیعی و بخشی از حقوق شهروندی است که در قانون اساسی ما(اصل27) نیز به رسمیت شناخته شده وآزاد است و نیازی به درخواست مجوز ندارد. من برخوردخشونت بار با فعالان حقوق اجتماعی زنان و دستگیری آنان را نقطه ضعف حکومت میدانم و نه نشانه اقتدار آن! دفاع از مظلوم و مبارزه برای رفع تبعیض و خشونت علیه زنان مبارزه ای همگانی ست و نه فقط خاص زنان!
*****مسئولیت های اجتماعی و سیاسی زنان از نگاه دینیخوشبختانه با بصیرت و روشن بینی برخی از مراجع گرانقدر دینی ، محدودیتی از نظر بدست گیری مسئولیت های دینی(تا مقام مرجعیت)، مقامات حکومتی(از جمله ریاست جمهوری) و یا قضائی وجود ندارد و حقوق برابراجتماعی و مدنی زنان و مردان مورد تاکید قرار دارد.
*****
حقوق زنان و سرمایه اجتماعیرفع تبعیض های حقوقی و قانونی و احقاق حقوق زنان به عنوان حا ملان اصلی دموکراسی مهم ترین گام درتولید و انباشت سرمایه اجتماعی است. مشارکت موءثر زنان در عرصه های خانوادگی و اجتماعی، عشق و عطوفت ، اعتما د ، و مردم سالاری - صلح و پیشرفت را به ارمغان خواهد آورد!
*****
ضرورت تدوين " منشور زنان ايران "اكنون با توجه به سطح آگاهي جامعه ايراني و گسترش جنبش جهاني زنان، زمان آن رسيده كه بر پايه برابري حقوق زنان و مردان در مسائلي چون خانواده ،آموزش و پرورش ،آموزش عالي ، بهداشت و سلامتي،اشتغال ، توسعه و رفاه ، معيشت و اقتصاد ومشاركت سياسي و متناسب با ساختار اجتماعي، سياسي و فرهنگي كشور و راه حل هاي بومي،" منشورزنان ايران " تدوين و به نظر خواهي گذاشته شود.
*****
قربانیان اصلی تحریم ، جنگ و خشونتبا تصویب سومین قطعنامه شورای امنیت در باره برنامه هسته ای دولت ایران ، چشم اندازی از فقر و محرومیت ، محدودیت های بیشتر سیاسی و اجتماعی و خشونت در پیش روی ما قرار گرفته است! تاکنون جنگ هائی که امپریالیسم به قصد ایجاد نظم نوین و یا طرح خاورمیانه بزرگ همراه با سوء تدبیروماجراجوئی حکام محلی به کشورها تحمیل کرده ، بیش از همه برای زنان و کودکان این کشورها مصیبت باربوده است. تلفات سنگین کودکان و تجاوز به زنان در یوگسلاوی ، کویت ، عراق و ... بسیار تکان دهنده است! بامید روزی که تمامی انسان ها فراتر از جنس و رنگ و نژاد و طبقه و دین و آئین با صلح و دوستی دنیای بهتری را بوجود آورند!
*****


0 نظر:
ارسال یک نظر
اشتراک در نظرات پیام [Atom]
<< صفحهٔ اصلی